تبليغاتX
من فرزاد 15 واحد پاس کردم


سلام  چو بوی خوش آشنایی

من بعد از حدود ۳ ماه دارم آپ میکنم .این مدت رو میتونید جز غیبت ضغرام به حساب بیاریید البته

تو کتابای مختلف میگن جز غیبت کبراست و چون اصولا من از اسم کبرا خیلی خوشم نمیاد همون

ضغرا گزینه ی مناسب تری .

تو این مدت اتفاقات جالبی افتاده البته با بسی رنج و عذاب چون تو این مدت سخت مشغول کار بودم

و طبق اظهارات گذشتم مثل .... داشتم کار میکردم و خیلی نون واسه زنو بچه فراهم کردم که اونام

طبق معمول مشغول حیف و میل کردن هستن .

تو این مدت خوب ( با شعر از آهنگای خانوم پوران میگم که شاید اهل دل بگیرن داستانو)

ای که بینم از باده ی حسن دلبری سرمستی

                                                         عاقبت غروره مرا با نگاه خود(اینجا منظورم طرفمه)بشکستی

خلاصه اونم از یه طرف وقتمو پر میکرد  در نتیجه اصلا نت نبودم .

انشالااه از این به بعد دوباره شمارو با خاطراته غولم مشعوف میکنم و اوقات خوبی رو براتون به تصویر

میکشم .

از دوستانم مم که تو این مدت همش کامنت میذاشتن تشکر ویژه میکنم و روی ماه همشون رو میبوسم

به طوری که تا چند روز جاش باقی بمونه( البته در مورد خانوما این کارو دستیارم که ترجیحا خانومه

انجام میده که خدای نکرده منافعمون به خطر نیوفته)

بازم مینویسم از زندگی ......

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/12/22ساعت 0:26 قبل از ظهر  توسط فعلا منم  | 



سلام بازم بعد مدتی کوتاه اومدم

ببخشید دیگه این طرفدارا بد جوری فکرمو مشغول کردن نمیدونم چه جوری جواب محبتاشونو بدم (جمله

ای که خیلی دوست دارم واقعیت پیدا میکردم ) .

خوب شما خوب هستین در سلامتی کامل به سر میبرین ؟

ایام شهادت مولی مونو تسلیت میگم خدا کنه با هر درجه از گناه که هستیم تو این شبا تلاش کنیم

حداقل یه کمی از بارشون کم کنیم .

دیشب از مسجد که برگشتیم حدودا ساعت ۲ ۲:۵ بود . من چون با ماشین بودم مجبور شدم همه بچه

هارو برسونم ( البته پول بنزینو گرفتم) . آره خلاصه نفر آخرو که رسوندم یعنی ژوزف دم خونشون یه چند

دقیقه ای بوقف کردم . آقا ما داشتیم حرف میزدیم  که یه بچه گربه که مشخص بود محدوده ی سنی بین

۶ الی ۷ ماهه بود اومده بود جولون میداد .بابا چند بار بگم جورابامو میشوری ننداز .......................(ای وای ببخشید داشتین میخوندین شرمنده خوب ادامش)

 منم دیدم نفر خیلی داره ........منم قشنگ نور بالا رو انداختم تو چشش که آب مروارید بگیره خرج یه عملو پیاده شه .

همین !!!!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/07/12ساعت 1:39 قبل از ظهر  توسط فعلا منم  | 



سلام

خیلی وقته آپ نمیکنم ؟ 

البته خیلی وقتم نیست  ولی خوب مدت زمان زیادیه که نیستم البته تو باغ

میگی کجام ؟   ( خوب خونه ی آقا شجاع )

میگی اونجا چه میکنم ؟ ( درس و مشق )

راستی حلول ماه رمضان ماه نور مبارکتون باشه

اینو جدی میگم تو این ماه خیلی کارا بکنید شاید سال بعد فرصت استفاده از این ماه رو نداشته

باشین ( البته منظور من اصلا به دیار باقی شتافتنتون نیست هاااا بلکه منظورم دقیقا همین بود )

از این به بعد زودتر می آپم به جان حمید( یکی از دوستای له ام) که میخوام دنیاش نباشه

+ نوشته شده در  شنبه 1386/06/24ساعت 1:23 قبل از ظهر  توسط فعلا منم  | 



سلام من نمی خواستم امروز مطلبی رو بنویسم ولی مجبور شدم

من در حال برسی وب بودم که نمیدونم کودوم انسان البته نمیشه گفت انسان میخواست من رو بوت

بوت کنه

آخه انسان با هوش من هم ۱۰ ساله با کام کار میکنم و دانشجوی کامپیوترم فکر نمیکنی منم این کاره ام ؟؟؟؟

خلاصه عزیزم اگه مشکل داری بیا با هم بحرفیم و حل کنیم نه اینکه مثل بچه ها از یه روشهای فسیل

استفاده کنی که فقط انسانهای متحجر خود کم بین و بی خرد ازشون استفاده میکنن

خدایا شر این مخلوقات کم خرد رو کم کن

من منتظرتم ...................

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/05/10ساعت 2:43 قبل از ظهر  توسط فعلا منم  | 



من فقط اومدم بگم احساس میکنم

مسییر وبلاگم داره عوض میشه پس سعی میکنم برگردم به مسیر اصلیم

پس شما هم لطف کنید مطالب قبل وبلاگ رو بخونید تا بتونم راحت تر خاطراتم رو تعریف کنم

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/05/02ساعت 1:36 قبل از ظهر  توسط فعلا منم  | 



بازم بگم سلام ؟     

امروز میخوام بحث موسیقیه سنتی رو دوباره ادامه بدم راستش یه چند تا از دوستان اومدن و گفتن که چون سازها و دستگاههیا موسیقی ما امیخته با غمه نمیشه گوش داد و مثلا 

برای عروسی و ایام شادی نمیشه ازشون استفاده کرد .

در جواب این دوستان باید بگم اصلا اینطور نیست . بقرای باز شدن مطلب به چند تا مثال

اشاره میکنم یکیش اینه اگه یه کم (یه ذره در حد ایپسیلون ) با سازها آشنا باشی میبینی

که به طور مثال بزرگترین (دی جی)های دنیا میرن دنبال سازهای سنتی تا با استفاده از

اونها آهنگای جدید بسازند .

حالا در مورد این که موسیقیه سنتی غم آلوده باید بگم قبول دارم الان اینجوریه ولی اگه

شما یه تو بهرش برید و بتونید آهنگای ناب رو پیدا کنید میبینید اتفاقا موسیقیه سنتی ما

چقدر شاد و شورانگیزه  و چقدر میشه آهنگای زیبا و خوب با همین سازهای به قول شما

غم انگیز ساخت اصلا من نمیدونم شمایی که آهنگای داغون و بی معنی بعضی از این

خواننده ها  رو گوش میدین بعد هیم ساعت سر درد نمیگیرین ؟ (جدی واسم سواله ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

الان دیگه همه دنیا داره موسیقیه خودشو حفظ میکنه و به همه نشون میده نمونش همین

ترکیه که خودشون میگن موسیقیشون ترکیبی از موسیقیه ایرانی داره با چنگ و دندون و

گذاشتن برنامه و مسابقه های مختلف موسیقیشو حفظ میکنه اونوقت

ما ......................

من در آینده آهنگای خوب و شاد قدیمی رو معرفی میکنم تا برید گوش بدید و خودتون این

مطلب رو بفهمید

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/05/02ساعت 1:7 قبل از ظهر  توسط فعلا منم  | 



راستی این یادم رفت بگم

اونم اینه که من همونیم که بودم تو داری عوض میشی

اینم میشه گفت یه جور پیام هه

یه پیام به نه کجا آباد شاید به یه نفر در نا کجا آباد

یا یه چیزه دیگه مهم هدفشه که میرسه به صاحب سخن که هر کجا باد خدایا به سلامت دارش

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/04/31ساعت 2:12 قبل از ظهر  توسط فعلا منم  | 



نمیدونم ولی بازم دلم گرفته

آره جالبه نه من هر چند وقت یه بار اینطوری میشم

حالا به هر حال

داشتم یه آهنگ از ویگن گوش میدادم که خیلی نظرم رو جلب کرد این آهنگ خیلی آهنگ سر ضرب

و قشنگی هستش

بعد تو فکر رفتم و به این فکر کردم که چرا ما الان این همه آهنگای مزخرف گوش میدیم و حال میکنیم ؟

مگه آهنگای سنتی و دستگاههای موسیقیه سنتی ما چشه که باید حتما یه آهنگ نافرم که مشخص

نیست خوانندش از ته چاه میخونه یه جای دیگه (گیر نده دیگه خودت میدو.نی کجا )

اصلا چرا هر کی که این جور آهنگارو گوش میده با کلاس محسئب میشه ؟

خلاصه خیلی عصبی شدم و تو فکرم یه کمی در مورد موسیقی سنتی مطالب جالبی رو تو

وب بنویسم

البته اگه حال داشته باشم

آپای بعدیم باحال تره بخونید

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/04/31ساعت 1:37 قبل از ظهر  توسط فعلا منم  | 



میدونید ؟ ؟ ؟ ؟ ؟ ؟ ؟ ؟ ؟ ؟؟ ؟ ؟؟

تا حالا واستون پیش اومده که تو یه مسئله ایییی ناشکری بکنید و یه بلایی سرتون بیاد ؟

یه بهتره اینجوری بگم چوبشو بخورید ؟

این بلا دیروز سر من اومد البته شاید بگید این یه اتفاق بوده و هیچ ربطی به این موضوع نداره و لی

خوب  شما هر چی میخوای بگو من مرغم هشت پاست 

آره خلاصه داشتم مطالبی در مورد هک می خوندم و میشه گفت یه کمی هم افکار شیطانی بهم

رو کرده بودند . (البته شما که میدونید من در راه صلح آمیز ازش استفاده میکنم ).

بله بعدش گفتم برم یه دوش بگیرم ( البته میتونست جای بدتری هم باشه ) که آب قطع شد و منم از

همه جا رونده و مونده داشتم خودم رو  به باد حرفهای رکیک گرفتم و از این کارم اظهار ندامت کردم و قول

دادم که دیگه از این کارا نکنم .

البته این جاست که آب رفته بر میگرده به من میگه

یه روزی قدرم رو میدونی که دیگه دیره    روزی که از تو جدا میشه مسیرم

راستی طراحی سایت دانشگاهمون که به دست متخصصان ایرانی ( خودم رو میگم ) تموم شد

لطفا بازدید کنید و نظراتتون رو بگید  اینم آدرسش

سایت رسمی دانشگاه مهاباد

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/04/18ساعت 0:52 قبل از ظهر  توسط فعلا منم  | 



اگه سکه دو رو داره

تو که سکه نیستی

جون من شعرو داشتی (اونم با تحریف از آهنگ معین) .

ولی جدی تا حالا به این مسئله فکر کردین که چرا بعضیا اینقدر نامرد میشن ؟

من جدی تو جوابش موندم ولی خوب چه میشه کرد .تا بوده همین بوده تا هست همین است

در روزای بعد مطالب و خاطرات زیبایی از امتحانات میدم . همچنین از اتفاقات دیگه که تو دانشگاه انفاق

پس یادتون باشه فردا سر یزنید

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/04/13ساعت 1:45 قبل از ظهر  توسط فعلا منم  | 



سلام دوستان گرامی و همه بازدید کنندگان

آره من اومدم دوباره بعد ۱ ماه (امتحانات دیگه ).

میدونم خیلیا مثل این آقای همخونه میخواد سر به تنم نباشه ولی به کوری چشمشم شده آومدم

و مطالب زیبا و جالب با خودم آوردم .خاطراتی از امتحانات و خیلی خاطرات زیبا و شنیدنی

از همه دوستانم هم که تو این مدت به یاد من بودن و واسم نظر گذاژشتن تشکر میکنم

انشا الله عروسیتون جبران میکنم و هلی کوپتری میزنم البته اگه بنزین داشته باشم (چرخ بالمو

میگم)

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/04/11ساعت 1:7 قبل از ظهر  توسط فعلا منم  | 



سلام دوستان

اول از این که نمیتونم آپ کنم شرمنده ام چون ۲۰۰۰ تا کار ریخته سرم و سرم عجیب شولوغ شده

تو فکر زدن یه زیر گذری یا فلکه ای تو سرم هستم که سرم خلوت تر شه .

اینو شوخی کردم ولی واقعا خیلی سرم شولوغه از طرفی درسامون خیلی زیاد و سخت شده و از

طرفی این برنامه نویسی (سی) پدرمون رو کمی تا حدودی در آورده . آخه اونایی که خوندن میدونن

وقتی که ترم قبل پاسکال بخونی و این ترم هم این دیگه هر دو تارو قاطی میکنی و دچار مشکلات

غیر قابل حلی میشه .البته من و دوستانم خیلی زرنگ و با هوش هستیم و هیچ گاه دچار یه همچین

مشکلاتی نمیشیم .

خوب پس من درباره کلاس اصول قرار بود توضیحاتی بدم که چشم در روزهای آینده حتما این کارو میکنم

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/02/06ساعت 1:45 قبل از ظهر  توسط فعلا منم  | 



دوستان سلام

ببخشید این چند روزدرگیر درس و کار بودم عجیب و وقت نمیکردم حتی سرو رو هم بخارونم

و به همین خاطر کچل شدم الان !!!!

گفتم کار یاده بیکاریه خودم افتادم . و اینکه وایییییی چقدر درس دارم که هیچ کدوم رو نخوندم .

راستی یادم بندازید در مورد آقا وحید باهاتون صحبت کنم .اگه به آرشیو وبلاگ مورخ بهمن ماه مراجعه

کنید  میتونید بفهمید که این آقا وحید کی بوده .

هفته ی بعد با آپ های جدید و جنجالی میام حتما لطفا منتظر نمونید اگه اومدم بهتون میگم .

تو رو خدا تعارف نکنید آخه سر پا زشته حداقل بشینید و منتظر باشید

ممنون

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/01/30ساعت 2:13 قبل از ظهر  توسط فعلا منم  | 



دوستان سلام

کدوم یک از شماها با زبان برنامه نویسی  کار کردین .این زبانیه زبان کامل هستش که حتی

نسخه هایی از ویندوز و خیلی از برنامه های کاربری رو با اون نوشتن .

خوب اینارو گفتم و می خواستم به این موضوع برسم که ما این ترم این درس رو داریم و اگر خدا بخواد

میخواهیم پاسش کنیم . البته نه با ۱۰ بلکه با ۲۰ و این رویاییست شیرین در ذهن ما

پس دعامون کنید !!!

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/01/26ساعت 1:58 قبل از ظهر  توسط فعلا منم  | 



سلام امروز داشتم آهنگ گوش میکردم که یک آهنگ از رضا صادقی رو پیدا کردم که قبلا خیلی

گوش میکردم و اون آهنگه دریچه اش بود            باهاش خیلی خاطره دارم و زیباست

خیلی آهنگ قشنگیه و شعرش هم از مهدی اخوان ثالث هستش

گفتم که یه چند بیتش رو بنویسم که شما هم ببین چقدر باحاله

البته میدونم که همتون شنیدینش

ما چون دو دریچه رو به روی هم                                 آگاه ز هر بگو مگوی هم

هر روز سلام و پرسش  وخنده                                       هر روز قرار روز آینده

عمر آینه بهشت اما آه                                                      بیش از شب روز تیر ودی کوتاه

اکنون دل من شکسته و خسته است                                  زیرا یکی از دریچه ها بستس

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/01/07ساعت 1:47 قبل از ظهر  توسط فعلا منم  | 



سلام دوستان امروز میخوام یه مطلب جالب در مورد نوروز بگم

راستش اول میحواستم با اجازه دوست خوبم مهناز خانوم این مطلب رو از وبش کپی کنم

ولی بعدش گفتم لطفش به اینه که از  همون جا بخونیدش .

این مطلب در مورد تاریخچه پیدایش نوروز هستش و اطلاعات کامل و جامعی در مورد نوروز میده

حتما بخونیدش و نظراتتون رو بدین به من

ضمنا این که نوشته دریاچه ارومیه آقا عجیب جایییه . حتما میدونید که بزرگتری دریاچه ایران هم هستش ؟ 

قسمتی از این مطلب :

به نوشته برخي از مورخين بر پايه افسانه ها، سه هزار سال پيش در چنين روزي، جمشيد از كاخ خود در جنوب درياچه اروميه (منطقه باستاني حسنلو) بيرون آمد و عميقاً تحت تأثير آفتاب درخشان، و خرمي و طراوت محيط قرار گرفت و آن روز را «نوروز» ، روز صفا، پاك شدن زمين از بدي‌ها و روز سپاسگزاري از خداوند بزرگ ناميد و خواست كه از آن پس، بدون وقفه، هر سال در اين روز آيين ويژه‌اي برگزار شود- آييني كه هنوز ادامه دارد و از گزند زمانه و هرگونه تحول سياسي و اجتماعي مصون مانده است.
 

لینک مطلب

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/01/05ساعت 2:53 بعد از ظهر  توسط فعلا منم  | 



یکی از دوستان به من گفت چرا برای پست هات تعیییدیه گذاشتی و خیلی هم از دستم ناراحت بود

در جواب ایشون باید بگم من این کارو فقط برای این میکنم که به سهولت به آخرین نظرات دسرسی

داشته باشم و یه وقت شرمنده ی دوستان نشیم و نظراتشون رو خونده باشیم

این کار فقط به همین دلیل انجام میشه و من از سال جدید همه پست هام رو با این روش میزارم

و قصد توهین به نظر بیننده رو ندارم

با تشکر فرزاد

+ نوشته شده در  جمعه 1386/01/03ساعت 1:6 قبل از ظهر  توسط فعلا منم  | 



  تا بهار دل نشین آمده سوی چمن                 

                                                 ای بهار آرزو بر سر م سایه فکن

     چون نسیم نو بهار بر  آشیانم کن گذر  

                                                   تا که گل باران شود کلبه ی ویران من   

         تا بهار زندگی امد بیا آرام جان      

                                                          تا نسیم سوی گل آمد بیا دامن کشان

              چون سپندم بر  سر  آتش بیا بنشین دمی

                                                               چون سر شکم درکنار بنشین نشان سوز  نهان

تا بهار دل نشین آمده سوی چمن                     ای بهار آرزو بر سر م سایه فکن

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/12/27ساعت 1:36 قبل از ظهر  توسط فعلا منم  | 



امروز خبری نبود آخه امروز جمعه است و همه خونه خوابن

البته من امروز حال یه چند تا از بچه ها رو گرفتم اساسی آخه من دست فرمونم حرف نداره

اصلا خیلی از بچه ها به من میگن شوماخر (البته داداش بزرگش)

نه از شما میپرسم آردی اونم مدل ۸۰ میتونه با یه ماشین سر حال کورس بذاره ؟

اونم با چه ماشینی ؟ یه ۱۴۱ سر حال که سوپاپاشو عوض کرده باشن اونم مدل ۸۴

آره میگفتم  بچه های عزیز خلاصه ما یه حال اساسی به این کوچولو ها دادیم

البته این کوچولوها همکلاسیمون بودن یه مدتی یعنی الانم هستن تو دانشگاه

امید وارم راننده بدونه که با یه پسر باحالی مثل من نباید از این کارا بکنه و علاوه بر اون عینک آفتابیو

زمانی میزنن که آفتاب باشه نه اینکه ............. خانوم محترم

+ نوشته شده در  شنبه 1385/12/19ساعت 3:8 قبل از ظهر  توسط فعلا منم  | 



امروز فقط یه شعر خوب بنظرم رسید که حیفم اومد شما رو بی نصیب بزارم به همین خاطر واستون مینویسمش امید وارم خوشتون بیاد :

 چشم من بیا منو یاری بکن                                   گونه هام خشکید ه شد کاری بکن

غیر گریه مگه کاری میشه کرد                                 کاری از ما نمیاد زاری بکن 

اون که رفته دیگه هیچ وفت نمیاد                             تا قیامت دل من گریه میخواد 

هر چی دریا رو زمین داره خدا                                 با تموم ابرای آسمونا

کاشکی میداد همه رو به چشم من                         تا چشام به حال من گریه کنن

           اون که رفته دیگه هیچ وفت نمیاد   تا قیامت دل من گریه میخواد. 

قصه گذشته های خوب من                                    خیلی زود مثل یه خواب تموم شدن

حالا باید سر رو زانوم بز ارم                                    تا قیامت اشک حسرت ببارم

دل هیچکی مثل من غم نداره                                 مثل من غربت و ماتم نداره

حالا که گریه دوای دردمه                                       چرا چشمم اشکشو کم میاره

         اون که رفته دیگه هیچ وفت نمیاد    تا قیامت دل من گریه میخواد. 

 

+ نوشته شده در  شنبه 1385/11/28ساعت 0:36 قبل از ظهر  توسط فعلا منم  |