تبليغاتX
من فرزاد 15 واحد پاس کردم


دوستان سلام

ببخشید این چند روزدرگیر درس و کار بودم عجیب و وقت نمیکردم حتی سرو رو هم بخارونم

و به همین خاطر کچل شدم الان !!!!

گفتم کار یاده بیکاریه خودم افتادم . و اینکه وایییییی چقدر درس دارم که هیچ کدوم رو نخوندم .

راستی یادم بندازید در مورد آقا وحید باهاتون صحبت کنم .اگه به آرشیو وبلاگ مورخ بهمن ماه مراجعه

کنید  میتونید بفهمید که این آقا وحید کی بوده .

هفته ی بعد با آپ های جدید و جنجالی میام حتما لطفا منتظر نمونید اگه اومدم بهتون میگم .

تو رو خدا تعارف نکنید آخه سر پا زشته حداقل بشینید و منتظر باشید

ممنون

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/01/30ساعت 2:13 قبل از ظهر  توسط فعلا منم  | 



دوستان سلام

کدوم یک از شماها با زبان برنامه نویسی  کار کردین .این زبانیه زبان کامل هستش که حتی

نسخه هایی از ویندوز و خیلی از برنامه های کاربری رو با اون نوشتن .

خوب اینارو گفتم و می خواستم به این موضوع برسم که ما این ترم این درس رو داریم و اگر خدا بخواد

میخواهیم پاسش کنیم . البته نه با ۱۰ بلکه با ۲۰ و این رویاییست شیرین در ذهن ما

پس دعامون کنید !!!

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/01/26ساعت 1:58 قبل از ظهر  توسط فعلا منم  | 



سلام دوستان

خوب دیگه فکر کنم از عنوان این پست فهمیده باشین که موضوع چیه ؟

بله بعد از یک تاخیر حدودا یک ماهه(بیشتر از یک ماه چون ما خودمون ۲۰ روز مونده به عید کلاسارو

تعطیل کرده بودیم ) دوباره دانشگاه و درس آغار شد البته شروع کلاسا مربوط میشه به هفته ی پیش

که همونطور که میدونید تق ولق بود . خلاصه این ترم وضعیت خیلی ناجوره چون درسا واقعا سخته و

تخصصی و خونده هر کدوم لازمش یه حواس جمع و پشت کار میخواد که اتفاقا ما هر دو تا شو یه جا

داریم .یکی از درسای سخت این ترممون هم اصول کامپیوتر۲ هست . اون یکی گسسته است  و بقیه

درسا قابل تحمل تره

لازم به توضیح نیست و شما هم خوب میدونید که من و دوستانم مشکلی از بابت درسا نداریم چون

هممون بچه های درس خون و منظمی هستیم و انظباط هممون ۲۰ میباشد .

+ نوشته شده در  جمعه 1386/01/24ساعت 1:3 قبل از ظهر  توسط فعلا منم  | 



خوب دوستان عکسی که میخوام امروز براتون معرفی کنم آقای امیر هستش

 

این آقا امیر خیلی پسر باحالی بود (خدا رحمتش کنه) نه هنوز نمرده !!!!!!!

 

امیر جثه ریزه میزه  ای داره و خیلی هم شیطون بود .

 

من با آقا امیر افتخار یک سال هم کلاسی بودن رو داشتم ولی اون یک سال خودش

 

چند سال بیشتر از یک سال میتونست باشه ولی هرگز اینطور نمیشه چون در اون

 

حالت قانون طبیعت بهم میخوره .

 

اینم از آقا امیر البته تو عکس یه کم داغون افتاده ولی در حالت معمولی خیلی

 

خوشتیپه و تا حالا چند تا هم کشته مرده داده  

 

راستی امروز رفتیم سر کلاس فیزیک و استاد یه خانوم خیلی خیلی خوبه و

 

خدا کنه که تو دادن نمرات هم همینقدر مهربون باشه چون ترم پیش از یه کلاسش

 

البته یه رشته ی دیگه فقط 12 نفر قبول شدن و لی خوب همین آمار در مقایسه با

 

هم رشته ای های ما در حدود 99% بوده واین جای بسی شعف داره

amir jan

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/01/22ساعت 2:14 قبل از ظهر  توسط فعلا منم  | 



سلام عزیزان امروز یکی از دیگه از دوستان دبیرستانمو براتون شرح میدم با تفسیر اضافی

 

kostenlos Bilder hochladen

خوب این عکسی که میبینید مربوط میشه به آقا مرتضی  گل . ما با ایشون هم 4 سال

 

هم مدرسه و هم کلاس بودیم .مرتضی کمربند مشکی کاراته داره و خیلی کارش درسته

 

حتی انتخابی تیم ملی هم رفت ولی افتخار نداد بره تیم ملی البته به خاطر درساش نرفت.

 

لازم به توضیح که بدن این آقا مرتضی قسه ما خیلی انعطاف پذیر بود و اگر الان هم

 

تشریف ببرین دبیرستان ما جای پاهای ایشون رو رو سقف مشاهده میکنین .اینو بگم که

 

به انعطاف پذیریه ما نبود .

    

 

 

مرتضی خیلی درس خون بود (البته تو این یک مورد به ما نمیرسید ) و امسال هم

 

با اینکه رتبه ی خوبی آورده بود ولی pk شد که برا سال بعد بره شریف

 

آقا مرتضی هر کجا که هستی موفق باشی و سر بلند

 

دوستان عزیز تو این متن یک جاش یه غلط املایی نهفته است که اگر پیداش کنید

 

بهتون جایزه میدم (جوایزشم خیلی حیلی نفیسه حتی از شمش های بانک ملت !!!!)

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/01/19ساعت 2:30 قبل از ظهر  توسط فعلا منم  | 



سلام امروز یکی از دوستان دوران دبیرستانم رو معرفی میکنم که باهاش خیلی رفیق بودم

دوران راهنمایی (البته فقط سال سوم )و کل دوران دبیرستان رو با هم تو یه مدرسه بودیم و با هم

خاطرات زیادی داریم .

این پسر اسمش امین بود و باباش از شهدای محترم بود و واقعا پسر خوبی بود ولی خیلی شلوغ بود

البته اینو بگم که الان داره درس میخونه تو دانشگاه سراسری . ما دوران پیش دانشگاهی خیلی با هم

بودیم و کارای زیادی میکردیم .اینم بگم که اامین همیشه ته کلاس میشست و من هم جلوش بودم

و ما خیلی با هم حال میکردیم البته دوستای دیگه هم بودن که به ترتیب معرفی شون میکنم بعدا

اینم بگم ما با هم زیاد بیلیارد میرفتیم و اوقات بیکاریمونو (منظورم زنگ تفریح یا فرار از کلاس نیست هاا)

با این ورزش نیمه مفرح پرتر میکردیم 

amin joon

+ نوشته شده در  جمعه 1386/01/17ساعت 10:30 بعد از ظهر  توسط فعلا منم  | 



سلام امروز داشتم صندلی داغ رو نگاه میکردم که حتما شما هم دیدینش چون امروز وفات بود و دیگه

برنامه ای نبود که نگاه کنیم .

یه آقای روحانی جانبازی رو دعوت کرده بودن به نام علی اکبر کیاسری که از هر دو چشم جانباز

بود و کل بدنش ترکش داشت .

این مرد عجب روحیه ای داشت آقا من اصلا از این رو به اون رو شدم .آخه مگه ممکنه یه نفر اینقدر

درد داشته باشه و بازم بتونه خودشو اینقدر کنترل کنه ؟

من که کلا متحول شدم

خدا سلامتش کنه هم اونو و هم همه جانبازا رو که اینقدر آقان

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/01/13ساعت 1:50 قبل از ظهر  توسط فعلا منم  | 



سلام امروز داشتم آهنگ گوش میکردم که یک آهنگ از رضا صادقی رو پیدا کردم که قبلا خیلی

گوش میکردم و اون آهنگه دریچه اش بود            باهاش خیلی خاطره دارم و زیباست

خیلی آهنگ قشنگیه و شعرش هم از مهدی اخوان ثالث هستش

گفتم که یه چند بیتش رو بنویسم که شما هم ببین چقدر باحاله

البته میدونم که همتون شنیدینش

ما چون دو دریچه رو به روی هم                                 آگاه ز هر بگو مگوی هم

هر روز سلام و پرسش  وخنده                                       هر روز قرار روز آینده

عمر آینه بهشت اما آه                                                      بیش از شب روز تیر ودی کوتاه

اکنون دل من شکسته و خسته است                                  زیرا یکی از دریچه ها بستس

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/01/07ساعت 1:47 قبل از ظهر  توسط فعلا منم  | 



سلام دوستان امروز میخوام یه مطلب جالب در مورد نوروز بگم

راستش اول میحواستم با اجازه دوست خوبم مهناز خانوم این مطلب رو از وبش کپی کنم

ولی بعدش گفتم لطفش به اینه که از  همون جا بخونیدش .

این مطلب در مورد تاریخچه پیدایش نوروز هستش و اطلاعات کامل و جامعی در مورد نوروز میده

حتما بخونیدش و نظراتتون رو بدین به من

ضمنا این که نوشته دریاچه ارومیه آقا عجیب جایییه . حتما میدونید که بزرگتری دریاچه ایران هم هستش ؟ 

قسمتی از این مطلب :

به نوشته برخي از مورخين بر پايه افسانه ها، سه هزار سال پيش در چنين روزي، جمشيد از كاخ خود در جنوب درياچه اروميه (منطقه باستاني حسنلو) بيرون آمد و عميقاً تحت تأثير آفتاب درخشان، و خرمي و طراوت محيط قرار گرفت و آن روز را «نوروز» ، روز صفا، پاك شدن زمين از بدي‌ها و روز سپاسگزاري از خداوند بزرگ ناميد و خواست كه از آن پس، بدون وقفه، هر سال در اين روز آيين ويژه‌اي برگزار شود- آييني كه هنوز ادامه دارد و از گزند زمانه و هرگونه تحول سياسي و اجتماعي مصون مانده است.
 

لینک مطلب

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/01/05ساعت 2:53 بعد از ظهر  توسط فعلا منم  | 



یکی از دوستان به من گفت چرا برای پست هات تعیییدیه گذاشتی و خیلی هم از دستم ناراحت بود

در جواب ایشون باید بگم من این کارو فقط برای این میکنم که به سهولت به آخرین نظرات دسرسی

داشته باشم و یه وقت شرمنده ی دوستان نشیم و نظراتشون رو خونده باشیم

این کار فقط به همین دلیل انجام میشه و من از سال جدید همه پست هام رو با این روش میزارم

و قصد توهین به نظر بیننده رو ندارم

با تشکر فرزاد

+ نوشته شده در  جمعه 1386/01/03ساعت 1:6 قبل از ظهر  توسط فعلا منم  |